أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )

4

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )

بر آن كار كند ، به همهء دانشها و شناختها دست خواهد يافت . و اين كار يا از راه تقليد و بازگو كردن گفته‌هاى ديگران است ، و يا از راه دريافتن آن به ميانجيگرى دانش و معرفت . و ميان محقّق و مقلّد تفاوت بسيار است : « هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ ؟ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ « 1 » - [ آيا كسانى كه مىدانند و كسانى كه نمىدانند با يكديگر برابرند ؟ تنها خردمندان پند مىپذيرند ] » ؛ مقلّد در اين اصول همچون مقلّد در فروع است كه همگان به چشم نادانى در او مىنگرند ؛ و خدا در اين راه آدمى را به آنچه درست است كامياب مىكند . و امّا دانشها : علاوه بر آنكه آدمى به طبع پذيراى آنها است ، بودن وى مدّتى در اين جهان نيز كه بايد بر آنچه بر عهده دارد برخيزد ، او را به فراگرفتن اين دانشها ناگزير مىكند : چه از آن رو كه نياز فراوان دارد ، و به كم خرسند نمىشود ، و با فراوانى دشمنان از افزارهاى دور كردن آنان بىبهره است ، ناچار بايد با همجنسان خود شهر - نشينى گزيند ، تا همگان به يارى يكديگر برخيزند و هريك به كارى بپردازد كه سود آن به خودش و ديگران برسد . و همهء آنان نيازمند چيزى هستند كه بتوان با بخش كردن آن را چند پاره كرد و با چند برابر كردن آن را برهم انباشت ، تا اين چيز در برابر كارها و نيازهاى مردم كه خود به خود با يكديگر همسنگ نيست و همگان يكسان به آن نياز ندارند قرار داده شود . به‌همين جهت است كه مردمان نظام معاوضه و بها را بر پايهء فلزّات گدازنده و گوهرهاى گرانبها و آنچه به اينها مانند است و كمياب و پردوام و نيكو منظر است نهاده‌اند . و اين نظام بها و معاوضه را بر پايهء بخش كردن از روى دادگرى گذاشته‌اند كه دزدان و ستمگران نيز در ميان خود از آن بىنياز نيستند ، و حتّى پرنده‌اى چون حواصل در نگاهداشت دادگرى در بخش كردن آنچه با ديگران به‌دست آورده چنين است . اين پرندگان بر بالاى پاياب به دو گروه بخش مىشوند : گروهى با زدن بال بر آب ماهيان را پريشان مىكند و آنها را به سويى روانه مىكند ، و گروهى ديگر كه

--> ( 1 ) - سورهء زمر ، آيهء 9 .